نود و هشتمين اجلاس سالانه سازمان جهاني کار(آي ال او)٬ در فاصله ٣ ژوئن
تا ١٩ ژوئن (٢٩ -١٣ خرداد) برگزار خواهد شد. شركت جمهوري اسلامي در اين
اجلاس و بدتر از آن بنا به گفته جهرمي وزير كار جمهوري اسلامي كه ايران
رياست اين اجلاس را برعهده دارد٬ توهيني آشكار به كارگران و مردم ايران و
به مبارزات برحق آنهاست. بايد وسيعا اعتراض خود را به اين سازمان اعلام
كنيم.
همانطور که شاهدیم جمهوری اسلامی با تمام قوا دست به سرکوب جنبش کارگری و
خواسته های اصیل و انسانی آنها زده است.ضرب و شتم و بازداشت شدید شرکت
کنندگان در مراسم روز جهانی کارگر نمادی از سیاست ضد انسانی و ضد کارگری
حاکمیت موجود است.چنین حکومتی نه تنها نمیتواند برای زندگی و سرنوشت
کارگران و توده مردم تصمیم گیری کند بلکه شایستگی اداره و نمایندگی کردن
مردم ایران را نیز ندارد.در این بین ما سالهاست که اعلام کرده ایم رژیم
جمهوری اسلامی به عنوان دستگاه اعدام و ترور وسنگسار ،به عنوان مافیای
سرمایه داری مذهبی و به عنوان رژیم آپارتاید جنسی باید از سازمان جهانی
کار وسایر مجامع بین المللی اخراج گردد.آکسیونهای اعتراضی گسترده ای در
این راه سازماندهی و برپا کرده ایم همین چند وقت پیش بود که احمدی نژاد و
هیئت همراهش در نشست" ضد نزادپرستی دوربان2 " را با سر افکندگی و سرشکستگی
راهی ایران کردیم.
اما امسال اوضاع متفاوت است،جهرمی از قرار ریاست این نشست توسط جمهوری
اسلامی خبر میدهد.چه سنگین و تلخ است وقتی کارگران و فعالین جنبش اتحادیه
ای ما را دسته دسته به زندان میبرند،وقتی شیوا و سوسن را به جرم شرکت در
روز جهانی کارگر همین چندی پیش شلاق زدند و باز قرار است چنین حکومتی
ریاست سازمانی را داشته باشد که قرار است بر سر شرایط کار کارگران و
مقاوله نامه های جهانی تصمیم گیری کند.
. اين موضوع بيش از هر چيز بيانگر ساخت و پاخت هاي پنهاني در پشت اين
ماجرا و اوج بيشرمي و مماشات سازمان جهاني كار است كه چنين آشكارا در
برابر اعتراضات مردم و كارگران ايران شانه بالا انداخته و در كنار جمهوري
اسلامي ايستاده است. چه دنیای وارونه ایست کارگر به جرم حقش زندانیست و ضد
کارگر به ضعم جنایتش حکم ریاست میگیرد.اجلاس سالانه سازمان جهانی کار باید
هر ساله محفل تجمع نمایندگان کارگران،اتحادیه ها و فعالین این جنبش باشد
اما از قرار معلوم بنگاهیست برای شلاق گردانی کارفرمایان و نمایندگان
دولتها. بايد اين سياست راست و ضد كارگري سازمان جهاني كار را در سطح
جهاني افشا و مورد اعتراض قرار داد.
يك بخش وسيع از شركت كنندگان اين اجلاسها نمايندگان اتحاديه هاي
كارگري از سراسر جهان هستند. بحث بر سر رياست جمهوري اسلامي در اين اجلاس
بيش از بيش ماهيت و جايگاه اين سازمان را كه بطور واقعي نيز در راستاي
سياستهاي جهاني آمريكا و غرب و سازمان ملل فعاليت دارد٬ نشان ميدهد.
سازمان جهانی کار قرار است تا چند هفته دیگر دلال بخش وسیعی از
کارگران(مسلما کارگران وبازار ایران) باشد تا طناب دار بحران اقتصادی را
از گردن سرمایه داری باز کرده و به گردن زحمتکشان بیاندازد.بنابراين اينكه
جمهوري اسلامي بعنوان رياست اين اجلاس انتخاب شود٬ عملا در راستاي سياست
"عادی سازی" روابط بین دولت آمریکا و جمهوری اسلامی٬ و اتخاذ سیاست مذاکره
و به نوعی رام و تعدیل شده در قبال ايران و اسلام سياسي است.امری که این
روزها با اسم رمز"تغییر" شعار تبلیغاتی جانیان سرمایه است.
دست بردن به چنین بازی سیاسی ای هم برای جمهوری اسلامی و هم برای آمریکا و
غرب بهای سنگینی در پی خواهد داشت.چنین تصمیمی نشان میدهد دو طرف در نهایت
داشتن مشکلات نهایتا مجبور به تمکین در مقابل بحران کنونی هستند ،همانطور
که دیدیم قراردادهای تحریم ایران به مدت یک سال دیگر به امضای اوباما رسید
اما بانکهای خصوصی و شرکتهای تجاری که در یک قدمی ورشکستگی هستند بی توجه
به این تصمیمات به سمت بازار ایران و مذاکره با دلالان و رانت خواران
حکومتی آمدند تا شاید چاره ای باشد برای خروج از این منجلاب اقتصادی!
شاهدیم که نتیجه این اتفاقات در سطح جهانی با به اجرا در آمدن اصل 44
قانون اساسی در داخل ایران مستقیما دست به سفره کارگران و زحمت کشان میبرد
تا بیش از 3 سال باشد که اخبار اعتراض و دستگیری و بازجوئی رهبران کارگری
و سندیکائی(هفت تپه،اتوبوسرانی،ایران خودرو،لوله سازی،صنایع استیل،شاهو
و...) روی سرویسهای خبری داخلی و خارجی خود نمائی کند
در سال گذشته جمهوري اسلامي تا آنجا که امکانش را داشت به سرکوب جنبش
اعتراضي کارگران و بخش هاي مختلف جامعه شدت داد. کارگران را بخاطر برگزاري
اول مه و دفاع از حقوق برحقشان به اسارت گرفت و برايشان احکام شلاق صادر
کرد و احکام شلاق را به اجرا گذاشت٬ بر اجراي احکام اعدام و سنگسار و
تشديد فشار بر روي فعالين و رهبران کارگري و فعالين اعتراضي در بخش هاي
مختلف جامعه شدت داد و امروز ما شاهد يک کشاکش هر روزه کارگران و مردم با
اين رژيم هستيم. بايد از جهانيان خواست که در کنار مبارزات مردم قرار
گيرند و به دولتهاي غرب و همه دولي که سياست مماشات با اين رژيم را در پيش
گرفته اند٬ فشار آورده و سياست تحريم سياسي جمهوري اسلامي در سطح جهاني را
بر آنها تحميل کرد.تجربه اعتراض به احکام اعدام و همچنین بازداشتهای خود
سرانه و غیر انسانی خبرنگاران،دانشجویان و فعالین سیاسی و عقیدتی در سطح
جهانی دست بالا گرفته و این باید وزنه ای باشد در به انزوا کشاندن هر چه
بیشتر این رژیم و نمایندگانش در سراسر دنیا.
رشد اعتراضات کارگران و بخش هاي مختلف جامعه و انعکاس جهاني آن٬ باعث شده
که امروز توجه جهانيان بيش از هر وقت به جنبش کارگري و مبارزات حق طلبانه
مردم ايران معطوف گردد. از جمله ما روزهاي جهاني اي چون١٥ فوريه ٢٠٠٦، ٩
اوت ٢٠٠٧ ٬ ٧ سپتامبر ٢٠٠٧ و ٦ مارس ٢٠٠٨ را در همبستگي با مبارزات
کارگران و مردم در ايران داشتيم و جلب چنين سطحي از همبستگي جهاني خود
نقطه قدرت بزرگي است که اكنون ما را در موقعيت بسيار بهتري براي پيشبرد
سياست انزواي جمهوري اسلامي در سطح جهاني قرار داده است.امروز دیگر دنیا
منصور اسانلو،محمود صالحی،علی نجاتی،دلارا دارابی،مجید توکلی،دانشجویان
پلی تکنیک،کارگران هفت تپه و اتوبوسرانی و فعالین جنبش زنان را
میشناسد،چنین سطحی از آگاهگری توسط مردم و حمایت بی سابقه بوده،وظیفه ماست
که هر چه بیشتر جنبش انسانی و آزادی خواهی مردم ایران را به عنوان نماینده
رسمی مردم ایران به جهان بشناسانیم.این صدا باید در هر مجمع و نشست و
سازمانی به گوش شرکت کنندگان برسد که جای احمدی نژاد و اوباش همراهش روی
کرسیهای تصمیم گیری جهانی نیست،
همچنين اين موضوع بايد مورد اعتراض وسيع كل جامعه ايران معلمان٬ پرستاران٬
دانشجويان٬ خانواده هاي زندانيان سياسي٬ خانواده هاي جانباختگان راه آزادي
و همه انسانهاي معترض در جامعه قرار گيرد. بايد تمامي تشكلهاي كارگري كه
با تلاش خود كارگران شكل گرفته اند٬ همه نهادهايي كه در دفاع از حقوق كودك
و يا در دفاع از حقوق برابر زن و مرد فعاليت ميكنند٬ و تمامي نهادهاي
مدافع حقوق انسان٬ نير صداي اعتراض خود را به اين بيشرمي آشكار سازمان
جهاني كار٬ در سطح جهاني اعلام كنند.
جمهوري اسلامي سالهاست که ايادي خود٬ پادوهاي خانه کارگر را بعنوان
نمايندگان کارگران به سازمان جهاني کار ميفرستد٬ اين از اساس توهين و لگد
مال کردن حقوق پايه اي طبقه کارگر در ايران است. در بسياري از مبارزات
کارگري ما شاهد اين بوده ايم که کارگران شوراهاي اسلامي در کارخانجات را
به رسميت نشناخته٬ خواهان انحلال آن و ايجاد تشکلهاي آزاد و مستقل خود شده
اند. اين را در مبارزات کارگران شرکت واحد و هفت تپه٬ كيان تاير و خيلي
جاهاي ديگر شاهد بوده ايم و کارگران رسما اعلام کرده اند که اين ها تشکل
ما کارگران نيستند. و خواهان انحلال آنها و كوتاه شدن دستشان از مبارزات
خود شده اند. اکنون همين خواست و همين اعتراض٬ بايد انعکاس جهاني پيدا
کند. بايد آنرا در سطح جهاني مطرح کرد و خطاب به اتحاديه ها و ارگانهاي
کارگري در سراسر جهان و در آي ال او اعلام كرد كه شوراهاي اسلامي و خانه
کارگر ايادي حکومت هستند که به آي ال او به عنوان نماينده کارگران اعزام
ميشوند. اعلام کرد که اين يک دروغ و يک توهين آشکار به طبقه کارگر در
ايران است. و با اين كار صداي اعتراض خود را عليه حضور هيات جمهوري اسلامي
در سازمان جهاني کار و اجلاس آن هر چه رساتر بلند کرد.
بايد کارگران اعلام کنند كه شوراهاي اسلامي و خانه كارگر٬ نمايندگان ما
كارگران نيستند. سرکوبگران ما کارگرانند. بايد كارگران اعلام کنند که
جمهوري اسلامي٬ حکومتي است ضد کارگر و بايد از سازمان جهاني كار اخراج شود
و اعلام كنند كه ما کارگران حق داريم که نمايندگان واقعي خود را به سازمان
جهاني کار بفرستيم. بايد در همه مراكز كارگري اين موضوع به بحث مجامع
عمومي كارگران تبديل شوند و ما شاهد گسيل نامه هاي اعتراضي از سوي كارگران
و نيز از سوي همه بخش هاي جامعه به اجلاس سازمان جهاني كار باشيم. در واقع
يک شرط مهم براي منزوي كردن جمهوري اسلامي در سطح جهاني و امروز بطور مشخص
اخراج آن از سازمان جهاني كار٬ به تحرك آمدن كل جامعه و كل كارگران است و
بايد وسيعا براي آن تلاش كرد. آنوقت با قدرت متحد تر و گسترده تري خواهيم
توانست اين خواست را به پيش بريم و آنرا به دستور اجلاس سازمان جهاني کار
تبديل كنيم. در ادامه چنين حركتي است كه ميتوانيم كارزار موثر و وسيعي بر
سر اين موضوع به پيش بريم. کارزار قدرتمندي که در آن طبقه کارگر و كل مردم
ايران با پرچم جمهوري اسلامي را به رسميت نشناسيد٬ جمهوري اسلامي را از
نهادهاي بين المللي جهاني اخراج کنيد٬ جمهوري اسلامي را از سازمان جهاني
کا ر اخراج کنيد و غيره در سطح جهاني ظاهر شود واين خواست را به گوش
جهانيان برساند. بايد براي آن حرکت کرد.
اسامي دستگير شدگان که به دست ما رسیده عبارتند از:
جعفر عظیم زاده، شاپور احسانی راد، بهرام (عیسی) عابدینی، سعید یوزی،
بهروز خباز، یونس ارژنگ، مریم محسنی، محمد اشرفی، لاله محمدی، شریف محمدی،
افسانه عظیم زاده، فاطمه اقدامی، فاطمه شاه نظری، محمد لطفی، مسعود لقمان،
غلامرضا خانی، منصور حیات غیبی، بهناز فرمانبر، پروانه قاسمیان، میثم جعفر
نژاد، امیر یعقوب علی، کاوه مظفری، جلوه جواهری، علیرضا ثقفی، محسن ثقفی،
اسداله پور فرهاد، علی رضا فیروزی، پوریا پیش تازه، طاها ولی زاده، هما
اژدرنیا، حمید خادمی، عین اله بصیری، امید شفیعی، نوید یزدی، نسرین
علیزاده، سجاد سبزعلی پور، آیسان زرفام، خوشبخت، احمد داوودی، محمدی
سلیمی، محمد احسانی، صالح کیا آبادی، حمید یعقوب علی، سیروس فتحی، شریفه
فتحی، مریم میربهاری، مریم یمینی فر، محمود حسینی، همايون جابری، بهنام
ابراهيم زاده، حميد ملك زاده، صادق كيوان، اژن پورشريفي، زانيار احمدي،
بهزاد خباز، حميد يعقوب علی، حميد خادمی، عين اله بصيری، مهدي شانديز
فراهاني، فرج الله سعدي، نجمه رنجبران، علي معذب، سعيد سجودي، حميد
قرباني، نيكزاد زنگنه، پورياپيش تازه، اصغر ياوري، غلامرضا رجبي، سجاد
سبزعلي پور.